دكتر محمد مهدي گرجيان
70
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
الحالة الشوقية الاجمالية المعبر عنها بإرادة الفعل واختياره انتهى كلامه رفع مقامه ) . ثم حاوله مقايسة الإرادة في ذلك بالعلم بالشئى تارة وبالعلم بذواتنا أخرى وبالنية في العبادة ثالثة وباللزوم ولزوم لزوم اللزوم رابعة وبالاراده المتعلقة بالمسافة للانقسام إلى غير النهاية خامسة ولك قياسها بالامكان في الممكنات والوجوب في الواجب وضرورة القضايا الضرورية إلى غير ذلك ( 1 ) وأنت خبير بما فيه وفي مقايساته ) . يعنى : . . اراده ، عبارت است از : شوق مؤكد در دل انسان با يك صورت اجمالي به گونه اى كه هرگاه نسبت به خود فعل سنجيده مى شود وفعل بالحاظ مستقل ملاحظه شود ومورد التفات قرار گيرد آن حالت را در مقايسه با آن فعل ، اراده وشوقش گوييم . وهرگاه نسبت به اراده فعل وشوق اجمالي بر فعل ، سنجيده شود وخود اراده ، مورد لحاظ قرار گيرد ، آن حالت ، يك شوق واراده اى مى شود نسبت به اراده قبلي بدون آنكه اراده ديگر وشوق ديگر لازم داشته باشد . وهمچنين نسبت به اراده اراده واراده اراده اراده ومراتب بالاتر وبيشتر . پس بنابراين ، هر يك از اين اراده ها كه به تفصيل مورد توجه است ، با اراده واختيار انجام مى گيرد واين اراده ها همه در آن حالت شوقى اجمالي گنجانده شده است كه از آن ، به ( اراده فعل واختيار ) تعبير مى شود . پايان كلام . مرحوم ميرداماد با ذكر پنج مثال ( اراده ) را با آنها مقايسه كرده است : 1 - علم به چيزى 2 - علم ما بر ذات خود ما 3 - نيت در عبادات 4 - لزوم ولزوم لزوم 5 - متعلق به مسافت كه قابل انقسام بر اجزاء غير متناهي است . ومى توان موارد ديگرى نيز بر مثالهاى محقق ميرداماد - رحمة الله تعالى عليه - افزود ، مانند : امكان در ممكنات ، وجوب در واجب ، ضرورت در قضاياى ضروري وديگر موارد مشابه . . )
--> ( 1 ) - براي اطلاع بيشتر ، به أسفار أربعة ، ج 6 ، ص 389 مراجعه شود .